پطرس دى سركيس گيلانتز ( مترجم : محمد مهريار )

61

سقوط اصفهان ( فارسى )

و گفت : « اينك چهار روز است كه ما بدينجا آمده‌ايم ، چرا شما براى پاى بوسى محمود حضور نيافته‌ايد ؟ وى بر شما سخت خشمناك شده است و ما را فرمان داده است تا همهء ارمنيان را قتل عام نماييم . » ارمنيان پاسخ دادند : « فرمان محمود راست ولى ما را هيچ گناهى كه سزاوار قتل عام باشد به گردن نيست . شما چگونه دست خود را به خون ما بىگناهان مىآلاييد . ما رعاياى وفادار شاه خويش هستيم و نيمى از هم مسكنان ما در جلفا ، از مرد و زن و بچه ، به شهر اصفهان فرستاده شده‌اند . اگر بىاحضار شما بپاى بوسى محمود مىآمديم ، و اين خبر به گوش شاه يا سرداران او مىرسيد ، بىشبهه نيمى از ما مردم جلفا را كه در شهر هستند از دم شمشير مىگذرانيدند . اين است علت و سبب اينكه از سر خويش به نزد شما نيامديم ، حالى خواستار عنايت و التفات محمود مىباشيم » . « 1 » وقتى ارمنيان چنين پاسخ دادند ، واسطه آنان ، كه قاضى يا مفتى بود سخت در پيشگاه محمود بضراعت و الحاح بكوشيد تا عذر بىگناهى آنان مقبول افتد . محمود جواب داد : « از خون ارمنيان درگذشتيم ولى آنان را 120000

--> FriarAlexander كه از كشيشان طايفه كارمليت بوده است و در هنگام محاصره در اصفهان توقف داشته است . ماسوف عليه ه . دنلپ ( H . Dunlop ) ترجمهء انگليسى KortNarigt را در مجله شاهى آسياى مركزى ( TheRoyalCen tralAsianJournal ) جلد 23 ، ص 643 - 653 منتشر ساخته است . متن خطى آن در بايگانى مستعمرات هلند KoloniaalArchiv تحت شماره 1893 قسمت 346 در هاگ ( Hague ) از بلاد هلند مضبوط است . ( ل . ل ) ( 1 ) - كروزينسكى در كتاب سابق الذكر خود آورده است ( ص 222 ) كه چون جلفا سقوط كرد معتبرين و سران آن محلت به اردوگاه افغانان رفتند تا با محمود صلح نمايند . همچنان رجوع كنيد به LaMamiedeClairac جلد اول ، ص 276 ( ل . ل ) .